آراد نازدانه ی ما آراد نازدانه ی ما ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 23 روز سن داره
عشق میان من و همسرم عشق میان من و همسرم ، تا این لحظه: 18 سال و 6 ماه و 13 روز سن داره
نيكان گليِ مانيكان گليِ ما، تا این لحظه: 8 سال و 1 ماه سن داره

پسرانم آراد و نیکان

تا بماند به یادگار برای روزهای نوجوانی و جوانی عزیزانم از روزهایی که با عشق قد کشیدید و تک تک سلول های وجودمان رو لبریز از عطر خوش زندگی کردید

اندر احوالات این روزای ما

سلام و درود   پسرکمان به لطف خداوند مهربان در درجه ی اول و با الطاف بی دریغ مادرم که تمامی زحمات آراد بر دوش ایشان است و هر چقدر تلاش کنم نمیتوانم اندکی از این زحمات بی پایان تشکر کنم، دوره ی بیماری خود را به پایان رسانید و بحمدالله حال در سلامت کامل بسر میبرد. (خداوندا سپاسگزارم). توی این یه هفته ای که گذشت اغلب روزمرگی بود و دنبال آراد رفتن بعد از محل کار و کلاس و به اتفاق همسر جان راهی خانه شدن و آشپزی و البته بعضی اوقات هم میهمان داری و بازدید نوروز با تاخیر و ...... در این میان هم سری به آرایشگاه زدیم و بازهم موهای پسرکمان را تا جایی که میشد کوتاه کردیم شاید فرجی شود و روش های سنتی جوابی دهد و ...
30 فروردين 1395

آراد و آبله مرغون

پسرکم تقریبا 8 روزی هست که آبله مرغون گرفته. هفته قبل شنبه   95/1/14 که دیدم روی شونه ی چپش یه جوش زده با خودم فکر کردم حتما دوباره رفتیم شمال و رطوبت و اینجور چیزاست ولی از فرداش هر روز به تعداد جوش های صورتش زیادتر شد و در پایان با تجویز مادر مهربان فهمیدیم که بببببببببببله آبله مرغون........ از فردای اون روز هم خنکی و چیزاهای سرد رو توی منوی غذایی ایشون قرار دادیم تا امروز که هشت روزی هست میگذره خدا رو شکر بهتره هر چنر خارش های  پوستی هنوز ادامه داره و بعضی وقتا امانش رو میبره ولی این نیز بگذرد. دیشب  هم جشن عروسی شیما بود و جای همه ی دوستان خالی اول تصمیم برآن شد که نرویم بعد هم قرار شد همس...
21 فروردين 1395

عشق خاله

قربونت برم الهی خاله جونی. عشق من آقا پوریای گل عکساش رو  از آتلیه گرفته خیلی خیلی خوشگل شده ولی فقط یکیش رو تونستم با کیفیت از گوشیم در بیارم که میذارم تا بعدا بقیه رو اضافه کنم.   ...
16 فروردين 1395

تعطیلات عید 95

حول حالنا الی احسن الحال سلام و درود و تبریک  سال نو به تمام دوستان گلم و آرزوی سالی خوب و پر از سلامتی و شادی. تعطیلات عید هم به پایان رسید و باز هم روز از نو روزی از نو و امروز 14 فروردین بازگشتیم به محل کار و آغازی دوباره. امسال 29 اسفند به خاطر شروع تعطیلات همسر جان راهی شمال شدیم. شنبه 7 صبح بود که راه افتادیم هوا عالیه عالی آفتاب و گاهی هم باد خنک تو مسیر هم آرادی یه کمی خوابید و بعد از توقف در چند جا و استراحت همسرجان و پسر جان دوباره به مسیرمان ادامه همی دادیم و بعد هم در امامزاده هاشم که تبدیل به توقفگاه جدیدمان شده ایستادیم و جای دوستان خالی دلی از عزا درآوردیم آراد که به محض پیاده شدن شر...
16 فروردين 1395
1